از آخرین باری که رفتم جاهای خیلی باحال دنبال بعضی چیزا یه سالی میگذره ، عالمی بود اون زمونا
حرفای ناگفته آسمون شب اونقدر زشته که شرمم میاد بهش فکر کنم ، تنها چیزی که مجبورم کرد بنویسم تصادف امروز با یکی از کیسای ( بازیگرای) اون موقع بود .
مریم خانمی که میگفت چندتا اسم داره نازنین ، مینو ، نگین و هزارتا اسم دیگه .
یه پارچه خانوم !!!! کارش بازی تو کلیپای موسیقی زیر زمینیه چون هنوز همون جای قبلی تو یه مغازه لباس زیر فروشی کار میکنه ، آدرس دقیق شو نمیگم اما اگه بچه محل صادقیه باشی یه پاساژ معروف داره که این آبجی ما توش شهره ست .
بازیگر درجه 1فیلمی که قرار نبود ساخته بشه .
پنج شنبه ساعت 18:30
تو اتوبوس گیر کرده بودم نمی دونستم از کجا در برم ، عجب غلطی کردم ، فقط به خودم فحش می دادم که تو ... خوردی رفتی خبرنگار شدی و بعد م به کله مبارکت خطور کرد که پیشنهاد فلان آقا رو لبیک بگی که حالا تو این شهر درندشت از سایتم بترسی .
3 دقیقه بعد از فحش کاری با خودم
میرم : خیلی بی معرفتی دیگه رفتی و پش سرتم نیگاه نکردی .
من : ای وای خودتی مریم ، به خدا خیلی سرم شلوغه چه حال چه احوال ؟!
وجدانم : لعنت به این دهن گشادت ، اولین ایستگاه پیاده میشی ها و گرنه حسابت پاکه
مریم : سلامتی عزیزم ، راستی تو هنوز ایرانی ؟ میگفتی داری میری ؟
من : رفتم ولی کارا جور نشد بر گشتم
وجدانم : غلط کردی ؛ تو کدوم گوری رفتی که خودتم خبر نداری
مریم : راستی از اون دوستت چه خبر ؟ همون که قرار بود با هم یه شو بسازیم .ساختیش ؟
من : ای وای من باید پیاده شم حتما بهت زنگ میزنم ... بای
مریم : اما تو که ....
دیگه وای نستادم ببینم چی میگه هرکی جای من بود و نبودا می فهمید چی می خواد بگه باید در می رفتم آخه دوستی نبود که قرار باشه آهنگ بخونه و بعدشم شو بسازه
( اینم صرفا یه داستانه و اصلا دنبال ماوقع نباشین ، راست ودروغم پای خومدم )
یا حق
|
+| نوشته شده توسط
یگ گل سرخ در
86/05/13
|